
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!

غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!

يه دیونه داشته ميخنديده بهش ميگن چرا ميخندي ميگه دارم واسه خودم جوك ميگم. بعدچنددقيقه ميبينن رنگش زرد شده وشكمش روگرفته وداره ميخنده ميگن حالا چته؟ ميگه اين جكه رو تاحالا نشنيده بودم.

به غضنفر ميگن چهارده معصوم رو ميشناسي؟ميگه:آره. ميگن اسم ببر. ميگه: به اسم نمي شناسم به قيافه مي شناسم!!!

یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه![]()
دانشمندان دارن تحقیق میکنن که یک انسان تا چه مدت میتونه بدون مغز زندگی کنه.....یه لطفی کن سنتو بهشون بگو![]()
به یه بابایی می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟
![]()
یه قبر کن داشته یه مرده را خاک می کرده که یهو مرده زنده میشه و همه فرار می کنن. بعد از چند لحظه داد می زنه: بابا نترسید، بیاید با بیل زدم کشتمش![]()
غضنفر پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت مـــیکنـه. یـــک روز مـیــره سـر جــلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرک استفاده میکنند!
![]()
ادره کل آموزش پروش اعــــــلام کرد:با تـــوجـــــــه به بارش سنگین برف و لغزندگی سطح معابر،جهت حفظ سلامتی دانش آموزان،دانشجویـان،کارمـندان،کسبه،ورزشکاران،هنرمندان،و کلیه مسلمانان جهان اجماعا صلوات![]()
یارو میمیره فرشته ها بهش میگن تو 675.23 رکعت نماز بدهکاری!!!! یارو میگه 675 قبول ولی اون 0.23 چیه؟!!!.............فرشته ها میگن تعداد نماز های خونده ضرب در سینوس زاویه انحراف از قبله !!!!!!!!![]()
غضنفر ميره نونوايي ، يه 5 ريالي ميده به نانوا، نانوا ميگه 5 ريالي كه نون نميشه !
غضنفر ميگه : صداشو در نيار من ماكسي ميليانوس هستم !!! ![]()
ازغضنفر مي پرسن تو چرا جورابت اينجوريه؟يه لنگش آبيه يه لنگش قرمز ؟ ميگه نميدونم والله ، يه جفت ديگه هم همينطوري تو خونه دارم !!
اس ام اس ها و مطالب زیبای خود را به شماره
۰۹۳۵۷۸۸۰۸۳۷![]()
ارسال کنید
تا با نام خودتان در وبگاه قرار دهیم
دکتر از مریضش پرسید :این همه قاشق تو شکمت چکار میکنه ؟ مریض : دکتر جان خودتون گفتید شبی یک قاشق مرباخوری بخورم . 
تست کنکور هنر: اولين هنري که پس از ديدن چهره آرايش کرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟ الف: مينياتور. ب: صافکاري، بتونه کاري و نقاشي اتومبيل!!!! ج: آسفالت كوچه بغلي!!!! د: من به ناموس مردم نگاه نميکنم
برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو...
برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو...
برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو...
برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو... برو...
بسه... حالا برگرد...!!![]()
![]()
اس ام اس ها و مطالب زیبای خود را به شماره
۰۹۳۵۷۸۸۰۸۳۷![]()
ارسال کنید
تا با نام خودتان در وبگاه قرار دهیم
رویای دخترانه!!!![]()
دختر دم بخت: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟
مامان: یعنی یه خری مثل بابات!![]()
اون تويي… اوني كه صورتم رو نوازش ميكنه تويي... اوني كه شبها لپم رو قرمز ميكنه
تويي... اوني كه صداش تا صبح تو گوشمه تويي...
پشه آخر يه روز مي كشمت!!!![]()
![]()
به خدا حيفه توي اين مملكت بموني، كسي قدر تو رو نميدونه، اگه بري
هند اونجا تو رو ميپرستن! ![]()

![]()
کجایی؟ نشستی اون بالا با تنهایی خودت حال می کنی، ما رو تحویل نمی گیری. الهی قربونت برم بی زحمت دو تا نارگیل بنداز پایین ![]()

يه مار با يک زرافه اذدواج مي کنند بچشون غورباغه مي شه.
مي دونيد چرا؟ چون بچه دار نمي شدن، از پرورشگاه بچه آوردند!
خانومه 8 قلو بچه دار می شه، ولی می بینن هر کدوم از بچه هاش یه رنگی هستن! تحقیق می کنن می بینن به جای قرص ضد حاملگی اسمارتیز خورده بوده!
غضنفر سوار سمند می شه، صدای یه زن میاد که می گه: درب خودرو باز است. غضنفر درو می بنده می گه: بستم. حالا هر جا قایم شدی بیا بیرون جیگر!
يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده؟ بهش ميگن: پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده!
ه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟ میگه من رقص نورم!
از حیف نون می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق!
مادر به پسرش: هیچ خجالت نکشیدی این همه کیک رو تنهایی خوردی، اصلاً هیچ به فکر خواهرت بودی؟
پسر بچه: آره مامان همه اش به فکرش بودم، که نکنه یک دفعه وسط خوردن کیک سر برسه!
غضنفر نفر اول کنکور میشه می پرسند چی جوری شد نفر اول شدی میگه من روزی 25 ساعت درس می خوندم میگن مگه میشه میگه من صبح ها 1 ساعت زود تر بلند می شدم
یکی میگن یك معما بگو، میگه اون چیه كه زمستونا خونه رو گرم میكنه تابستونا بالای درخته ؟! یارو هرچی فكر میكنه جوابشو پیدا نمیكنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ همون یکی میگه بخاری! یارو كف میكنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میكنه ولی تابستونا چه جوری بالای درخته ؟ باز هم همون یکی میگه: بخاریِه خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت
جک
تو یک شهر حكومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه كه تو اینجا كشیك بده، از هفت شب به بعد هركسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش كه تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یك بدبختی رو كشته! داد میزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: قربان این یک آدرسی پرسید كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیكرد
سه تا خنگ رفته بودن ایستگاه راهآهن، تا میرسن تو یهو قطار حركت میكنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو كی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یكیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میكنه دومی رو هم سوار میكنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و كوفته برمیگرده تو ایستگاه، یك بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته كردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حركت میكنه، وامیستادید با اون میرفتید. خنگه نفس زنان میگه: منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم
یه دانشمنده مثل تو یه تیكه یخ گرفته بوده بالا، داشته خیلی متفكرانه بهش نگاه میكرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میكنی؟ طرف میگه: ازش آب میچیكه ولی معلوم نیست كجاش سوراخه
يه نفرميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلی که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه یارو ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بیچارم کرده.
غضنفر دکتر میشه بعد به مریضش دو تا قرص میده میگه یکیشو یه ربع قبل از خواب بخور یکیشم یک ربع قبل از بیداری
غضنفر بعد از عمليات داشته شهدا رو جمع و توي پلاستيک مي کرده بين شهدا يه زخمي بوده که به زحمت ميگه من زخمي هستم شهيد نشدم تركه ميگه بيا برو توي پلاستيک شهيد شدي بدبخت داغي نميفهمي
ديوونه ميره پيش دکترميگه يه کتاب نوشتم به نام ((صداي پاي اسب))دکترمي خونه ميبينه 500 صفحه نوشته پيتيکو....پيتيکو.....پيتيکو
به یارو میگن این خیابون کجا میره ؟
میگه من 40 ساله تو این خیابون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره