
شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند. نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار کرد و گفت: "نگاهي به بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟" واتسون گفت:"ميليون ها ستاره مي بينم".هلمز گفت: "چه نتيجه اي مي گيري؟". واتسون گفت: "از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم. از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم که زهره در برج مشتري ست، پس بايد اوايل تابستان باشد. از لحاظ فيزيکي نتيجه مي گيرم که مريخ در محاذات قطب است، پس بايد ساعت حدود سه نيمه شب باشد ". شرلوک هلمز قدري فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقي بيش نيستي! نتيجه ي اول و مهمي که بايد بگيري اين است که چادر ما را دزديده اند.
عروس خانم دوشیزه shirin_khafanboot آیا وکیلم شما را به مهر :
گوگل عدد سکه بهار آزادی / یک وب کم / سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام / یک مودم DSL / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده … / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج …
به عقد دائم آقای feri_ferferi در بیاورم ؟
جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!! حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟
جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!! حاج آقا :!!!BUZZ , برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟
عروس : با اجازه بزرگترهای وب blogfa persian blog p30world p30download
winbeta majidonline و داداش Iranhome بله!!!
اي پيتزاي عشقم
همبرگر قلبم
كباب زندگيم
اسپاگتي افكارم
بي تو فلافلم ![]()
![]()

دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
ادامش را در ادامه مطلب مشاهده کنید
☟

فرار مغزها يعني چه ؟در بين گزينه هاي زير
کدام گزينه درست است؟؟؟
الف) يعني ما مغز نداريم هر کس فرار کرده مغز دارد
ب) کله پزها مغزها را بدون گمرکي صادر کرده اند
ج)گزينه جيم نداريم ميريم سراغ گزينه دال
دال)سوال اشتباه است اصلا کي گفته مغزا فرار کرده اند چون مغز پا ندارد.
اس ام اس شب یلدا

به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت: برو و به اميرخاني خبر بده كه پدرش مرده، منتهي جوري خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامي رو هم رعايت كن. گروهبان سربازان رو به صف كرد و گفت: هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده يك قدم بياد جلو. كسي جلو نيامد، گروهبان گفت: سرباز اميرخاني! چون از دستور مافوق اطاعت نكردي، يه هفته بازداشتي!!!

يكي از جراحان در مجلسي مي گفت: امروز سنگ كليه اي به بزرگي تخم مرغي بيرون آوردم و بدان مفاخره و مباهات مي كرد.
يكي از حاضران گفت: بيمار اكنون چگونه است؟
گفت: در حين عمل بمُرد.
ظريفي از حاضران گفت: اگر بنا به مردن بود، من جگرش را هم درمي آوردم!

گویند: ابلیس وقتی نزدیک فرعون آمد و وی خوشه ای انگو در دست داشت و تناول می کرد ابلیس گفت: هیچ کس تواند که این خوشه ی انگور تازه را خوشه ی مروارید خوشاب ساختن؟
فرعون گفت: نه
ابلیس به لطایف سحر، آن خوشه انگور را خوشه ی مروارید خوشاب ساخت.
فرعون تعجب کرد و گفت: عجب استاد مردی هستی!
ابلیس سیلی برگردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت، دعوی خدایی چگونه می کنی؟

دكتر "ويليام اوسلر" پزشك نامي انگليس، دانشجويي را امتحان مي كرد. در حين امتحان از او پرسيد: اگر مريضي به فلان مرض دچار گردد: چه مقدار از فلان دارو برايش تجويز خواهي كرد؟ دانشجو پس از اندكي فكر گفت: بيست و چهار گرم!
اتفاقاً چهار دقيقه بعد، دانشجو برگشت و گفت: آقا اشتباه كردم. اجازه بفرماييد از نو جواب بدهم!
اوسلر به ساعتش نگاه كرد و گفت: فايده ندارد؛ مريض شما سه دقيقه پيش مُرد!
طنز حقگوي نترس

طاووس يماني گويد: مردي يمني را ديدم كه پيش حجاج بن يوسف ايستاده بود و با او مناظره مي كرد و سوالهاي او را جواب مردانه مي داد. حجاج حال برادر خود را از او پرسيد كه در ولايت يمن حاكم بود.
حجاج گفت: اي مرد، چون گذاشتي محمد بن يوسف را كه حاكم شما است؟
مرد يمني گفت: به غايت فربه و بزرگ جثه و تر و تازه!
حجاج گفت: از بدن او نمي پرسم، از عدل وانصاف او مي پرسم!
مرد يمني گفت: بي رحمي، ظالمي، فاسقي، فاجري، سفاكي و بي باكي است.
حجاج گفت: چرا شكايت او را به بزرگتر از او نبريد تا ظلم او را از شما دفع كند؟
مرد يمني گفت: آن كس كه از او بزرگتر است، هزار بار از او ظالم تر است.
حجاج گفت: مرا مي شناسي؟
مرد يمني گفت: بلي تو حجاج بن يوسفي و او برادر تو است!
حجاج گفت: از من نترسيدي كه اين سخنان درشت در روي من گفتي؟
مرد يمني گفت: هر كه از خداي ترسد از غير او نترسد و هر كه حق گويد از باطل نينديشد.
حجاج گفت: از قبايل عرب، كدام برتر است؟
مرد يمني گفت: بني هاشم زيرا كه محمد رسول الله(ص) از آن قبيله است.
حجاج گفت: كدام قبيله بدتر است؟
مرد يمني گفت: ثقيف كه تو و برادرت از آن قبيله ايد...
مادر زن اسلحه ای است انفرادی .
که با عیال حمل میشود .
وبا مهمات دروغ همسایگان مسلح شده .
وبا زخمی کردن داماد بیچاره خنک میشود . .
این اسلحه بدون عقب نشینی بوده وشرایط جوی به هیچ وجه در او اثر ندارد .
مادر زن گاهی تک تیر وگاهی رگبار شلیک می کند .
طول مادر زن بدون سر نیزه ۲ متر میباشد. .
تعداد تیر در هر ثانیه یک میلیون فحش وناسزا بوده .
و برد موثر آن، انتقال داماد به بیمارستان .
و برد نهایی آن انتقال داماد به گورستان میباشد.
# خروج از مدرسه:فرار ازاردوگاه جهنمی
# غیبت معلم:روز فرشته
# حضور معلم:بازگشت گودزیلا
# دعوابا مبصر کلاس:بازی با مرگ
# دانش آموزی که به درس صدا نشده:لوک خوش شانس
# ثلث سوم:شلیک نهایی
# سر امتحان:چشمانم برای تو
# پای تخته:قتلگاه
نیامدن دانش آموز به مدرسه:گریز ازمرگ
.مدیر مدرسه :پدرسالار
# گذشتن ازکنار ناظم:عبور ازمیدان مین
# اولین کسی که به درس صدا زده می شود:قربانی
# نمره صفر:دایره سرخ
# بهانه ای برای فرار از مدرسه:دسیسه
# معلم ادبیات:مجنون
# امتحان:آتش در خرمن
# خجل شدن دانش آموز در برابر معلم:به رنگ صدف
# جواب دانش آموز در برابرمعلم:می خواهم زنده بمانم
# دفتر مدرسه:بازداشت گاه
# نگاه دانش آموز به ساعت زنگ تفریح:در پناه تو
# زنگ تاریخ:افسانه سلطان وشعبان
# اخراج از مدرسه:یکبار برای همیشه
# دیپلم:شاید وقتی دیگر
# خواستن یک نمره برای رسیدن به ده:در قلب من
# وقتی به سر تخته می رود:کمکم کن.
پنجاه مزیت زن بودن!
۱_هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.
۲_به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)
۳_لازم نیست صبح به صبح صورتتو اصلاح کنی.ماهی یه بارم کافیه.حالا از مناطق ناجور دیگه بگذریم!!!!!.
۴_هیچ وقت از بوی گند زیربقل خودت عق نمی زنی.
۵_مجبور نیستی وقت دستشویی رفتن زیر اواز بزنی که اهالی خونه، بقیه صداهای نافرم رو نشنون.
۶_هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای اقدس خانم رو بفهمه.
۷_خوب می تونی نقش بازی کنی.
۸_انقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی.
۹_بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!.صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.
۱۰_تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!.
۱۱_در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.
۱۲_می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.
۱۳_و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.
۱۴_یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!.
۱۵_بهشتم که زیر پای امثال شماست.
۱۶_بیشتر از اقایون عمر می کنی(از لحاظ علمی ثابت شده).
۱۷_فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.
۱۸_از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.
۱۹_هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟ خود فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟.
۲۰_چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.
۲۱_این یکی دیگه کاملا مستنده:باهوش ترین انسان دنیا یک زنه!.
۲۲_با اینکه ممکنه از جنس دوم بودنت ناراحت باشی ولی یادت بمونه که زنی، سال ها پیش با هوش و ذکاوتش یکی از مردان قدرتمند دنیا رو شکست داد(شکست شرم اور فیلیپ، پادشاه اسپانیا از الیزابت، ملکه انگلستان۱۵۳۳_۱۶۰۳)
۲۳_نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.
۲۴_یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا)
۲۵_با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری…به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی.
۲۶_جورابات بوی پنیر کپک زده نمی ده.
۲۷_با موهای پا و زیربغلت نمی شه کلاه گیس ساخت.(راستی این یه پوئن واسه اقایون نیست؟…)
۲۸_می تونی در سکوت و فقط با طرز نگاهت حرف بزنی اگرچه شاید هیچ کدوم از اقایون معنیشو متوجه نشن.
۲۹_سال ها پیش دختری ۱۸ ساله فرماندهی ارتش فرانسه رو بر عهده گرفت و اسمش رو در تاریخ جهان ماندگار کرد(ژاندارک).
۳۰_درهای کعبه تنها به روی یک زن باز شد.
۳۱_سر ابوالهول مجسمه دانش و خرد به شکل زنه.
۳۲_با قوس کمرت چه کارا که نمی تونی بکنی…..
۳۳_خداوند در وجودت دستگاهی رو تعبیه کرده که هیچ مردی نداره و اگر به خاطر وجود اون نبود نسل بشریت تداوم پیدا نمی کرد.(اطلاع رسانی برای اون دسته از اقایونی که تو واحد تنظیم خانوادشون ضعیفن:اسم این دستگاه اعجاب انگیز رحمه).
۳۴_واقعا تا حالا هیچ مردی شب ها به اسمون نگاه کرده؟.
۳۵_عذر موجه زیاد داری.
۳۶_هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی.
۳۷_توانایی صوتیت بالاست.(کدوم مردی بلده جیغ بنفش بکشه؟).
۳۸_خیانت عشقی نمی تونی بکنی(علم روانشناسی به این نتیجه رسیده که زن ها هرگز نمی تونن دو مرد رو همزمان و به یک شکل و اندازه دوست داشته باشن اما مردها چرا).
۳۹_شاید از طرز کار کامپیوتر یا تکنیک های فوتبال سر در نیاری ولی اگه یه هفته طرف اشپزخونه نری اقایون حتما یه بلایی سرشون می یاد.(توضیح اینکه در چنین مواردی دو حالت وجود داره:۱_اقایون خسیس از گشنگی می میرن ۲_دست و دلبازاش که غذای حاضری خریدن واسشون خیالی نیست یا ورشکست می شن یا مسموم.)
۴۰_دو هفته هم که حموم نری بوی ترشیدگی نمی دی.
۴۱_هیچ وقت خودتو واسه این فکر که زیر لباس اقایون چه شکلی ممکنه باشه ازار نمی دی.
۴۲_مجبور نیستی واسه اینکه یه نفر به خواهرت چپ نگاه کرده ،خون و خونریزی راه بندازی.نه اینکه رگ غیرت نداشته باشیا ! درواقع اپن مایندی(open minde).
43_بلدی چه طوری بدون اینکه زور بازویی لازم داشته باشی روی بقیه رو کم کنی.(با زبونت)
۴۴_اگه زشت باشی(که خیلی کم چنین چیزی پیش می یاد)می تونی خودت رو با ارایش خوشگل کنی.اگه قدت کوتاهه می تونی کفش پاشنه دار بپوشی. اگه موهات کم پشته مسئله ای نیست چون روسری داری.
۴۵_تو بچگی بخشی از عضو بدنت رو به عنوان یه چیز اضافه نمی کنن.(منظورم چیزی غیر از بند نافه).
۴۶_اوه البته یادم رفته بود که همه اقایون هم(حداقل ایرانی هاش) یه یار تو زندگیشون دامن پوشیدن!.(کل فامیل هم بهشون تا یه شبانه روز خندیدن).
۴۷_ در دنیا هرگز به اندازه ای که در حق تو اجحاف شده در حق موجود دیگه ای نشده با این حال امروزه زن ها رو در هر عرصه ای می بینیم:سیاست، اقتصاد، علم و حتی ورزش!.
۴۸_و غم انگیزترین مزیت اینه که روزی مادر می شی و به موجودی زندگی می بخشی.
۴۹_چراغ هر خونه ای یک زنه.
۵۰_و در اخر اینکه فقط با یک حرکت ناچیز می تونی صد تا مرد رو از خود بی خود کنی
مزایای پسر بودن
/همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود
۲/مدت زمان مکالمهی تلفنی شما حداکثر۳۰ ثانیه است
۳/برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید
۴/در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز میکنید
۵/دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند
۶/جنسیت شما در موقع مصاحبهی استخدام مطرح نیست
۷/لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.
۸/ظرف مدت ۱۰دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید
۹/همکارانتان نمیتوانند اشک شما را در بیاورند
۱۰/گر در ۳۴ سالگی هنوز مجردید، احدی به شما ایراد نمی گیرد
۱۱/رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبیعی است
۱۲/ با یک دسته گل میتوانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید
۱۳/وقتی مهمان به خانهی شما میآید لازم نیست اتاق را مرتب کنید
۱۴/بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام اقوام و دوستانتان بروید
۱۵/میتوانید آرزوی هر پست ومقامی را داشته باشید
۱۶/حداقل بیست راه برای بازکردن در هر بطری نوشابهی داخلی یا خارجی بلد هستید
۱۷/ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید
۱۸/هر ساعتی دلتون بخواد میتونید از خونه بیرون برید و هر ساعتی دلتون بخواد میتونین برگردین
۱۹/ … و بالاخره روزی یک پیرمرد موفق خواهید شد![]()
![]()
چگونه لات بشویم!!!
ابتدا باید یک مقدار تغیرات در خودتان بوجود اورید.
۱-موها از بالا و پایین بلند باشد
۲-یکی از تارها به صورت دلبری آویزان باشد
(اگر می خواهید خوب بایستداز اب دهان استفاده کنید )
۳-اگر فک شما بزرگ،دراز،پهن و..باشد بهتر است
۴-تنها نشان مردانگی شما سبیل شماست مواضبش باشید

طریقهً نشستن:
۱-انداختن هرگونه طلا به شکل افراطی الزامی است
۲-کمر صاف باشد(کمی قوس به جلو)
۳-نشستن بر لب جدول زروری است .ممکن است در ابتدا سخت باشد اما پس از تمرینات مداوم راحت تر می شود
۴-پیراهن هر چه دکمه کمتر داشته باشد بهتر است
یک دستکاه پخش موسیقی کران قیمت برای وسیله نقلیه خود تهیه کنید!
هنگام راه رفتن قطعا پاشنه پا روی زمین کشیده شود!
وسایلی که در جیب شما الزاما باید باشد:
۱- چاقو ضامن دار ۲-پنجه بکس ۳-انگشتر ۴-زنجیر (این وسیله را در جیب خود پنهان کنید)
شما باید هنر های زیادی داشته باشید (تک چرخ زدن با موتور و بیرون دادن دود سیگار به صورت اشکال هندسی)
واین هنر ها را گاه و بی گاه در معرض نمایش عموم بگذارید!
برای اسم مغازه از اسامی باکلاس استفاده کنید (کله and پاچه شاپ safdar)
بعد از برخورد با فردی تمیز و خوش تیپ صریعا عکس العمل نشان دهید(سوسول … آقا موشه….. از اتو شویی اومدی جیگر؟!)
در اخر سعی کنید اطرافیانتان را خودتان از نو اسم گذاری کنید!![]()
![]()
![]()
اندر احوالات پشت ماشینها اتوبوس ها و ماشینهای سنگین

-------------------------------------------------
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
-------------------------------------------------
رفیق بی کلک مادر...
-------------------------------------------------
کار صد عیسی کند یک یا علی
-------------------------------------------------
بر دريچه قلبم نوشتم..ورود عشق ممنوع.
-------------------------------------------------
اينم پشت يه تراكتور نوشته بود :
كي به كيه ؟ منم پرايدم
--------------------------------------
100 بار بدی کردی و دیدی ثمرش را ...
خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
---------------------------------------------
راديات عشق من از بهر تو آمد به جوش..........گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
اشکالی نداره منم يه روز بزرگ ميشم (پشته یه مینی بوس بود)
---------------------------------------------
قربان وجودت که وجودم ز وجود تو به وجود آمد مادر
---------------------------------------------
همه شب بر آستانت شده کار من گدایی
به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی
---------------------------------------------
اگه دو تا مرد عاشق یه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟
توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی
می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای
جز خودکشی نیست .
توی اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن .
توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن
اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه .
توی فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی
و مدتی مال دومی باشه .
توی ایتالیا: دختره باید بین مقتول شدن و ۲ مرد یکی را انتخاب کنه که معمولا” ۱۲ روز بعد از ازدواج با دریافت ۳۲ گلوله خودش و همسرش به دست نفر سوم کشته میشند!
۲۰ روش شناسایی ایرانیهای مقیم خارج
۱- شلوار لی با پیرهن و کفش اسپرت میپوشند
۲- موقع حرف زدن S را “اس” تلفظ میکنند.
۳- جمله های کوتاه مثل How is going on را با Accent نزدیک به انگلیسی تلفظ میکنند اما اگر جمله از ۵ کلمه بیشتر شود انگلیسی را فارسی صحبت میکنند.
۴- در هر ۱۰ کلمه یکبار از لغت Actually استفاده میکنند. در ۱۰ کلمه بعدی از To be honest
5- در ایران ماهی یکبار به زور حمام میرفتن اما در خارج هر روز دوش میگیرند و اگر کسی بوی بد دهد انتقاد میکنند.
۶- به ظاهر وانمود میکنند که مثل خارجی ها Care نمیکنن اما زیر چشمی فضولی میکنند.
۷- اگر لغت یا اصطلاح جدید انگلیسی یاد بگیرند در اولین فرصت ممکن جلوی دوستان ازش استفاده میکنند.
۸- وقتی ایرانی جدید میاد با هیجان فرد جدید الورود را به Shopping Centre برده و طوری با هیجان توضیح میدهند که انگار ۱۰۰ سال اینجا بودن و همه اینها را خودشان ایجاد کرده اند.
۹- اگر به یک هندی یا پاکستانی توهین شود از او حمایت میکنند و صحبت از Discrimination و Racism میکنند اما اگر همین اتفاق برای یک ایرانی غریبه بیافتد خارجی میشوند و Care نمیکنند.۱۰- همیشه در حال Sue کردن هستند.
۱۱- توی ایران اگر خواهرشون دوست پسر داشت تیکه پارش میکردن اما اینجا روشن فکر هستن و مشکلی با این موضوع ندارن.
۱۲- موقعی که ایران میرن کارت شهروندی یا گواهینامه رانندگی خارجی جلوی دیگران همش از جیبشون می افته بیرون و میگن Oh shit و برش میدارن.
۱۳- همه چیز تو ایران مفته.
۱۴- انجا که بودن (یعنی خارج) فلان چیز بود اما اینجا نیست (ایران)
۱۵- توی Line منظم وای میسن اگه صف بانک خارجی باشه یا صف هواپیمایی BA, AF, AC اما صف ایران نیازی نیست نوبت را رعایت کنن.
۱۶- تو ایران سوار ماشینت میشن و کافیه فقط یک ویراژ کوچولو بدی وانمود میکنن که از ترس دارن میمیرن.
۱۷- ۴ سال همش از ایران خارج شدن اما نمیدونن ما تو ایران چجوری زندگی میکنیم.
۱۸- رفیق Native شون را هفته ای ۱۰۰ بار میبرن رستوران ایرانی و در مورد تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله ایران توضیح میدن.
۱۹- اگر خارجیها در مورد برخی از اداب زشت ایرانیها سوال کنن ازشون اولن شهروند ایرانی نیستن ثانیا تقصیر احمدی نژاده.
۲۰- دائم دنبال گرفتن انواع و اقسام Credit Card ها هستن ۲۰,۰۰۰ دلار Line of Credit دارن و ۱۰ نوع کارت اعتباری. در حالیکه در مجموع ماهی ۵۰۰ دلار هم به زور میتونن خرج کنن![]()
داستان سیندرلا از نوع ایرانیش(طنز)
يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .
سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟ سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهي بميرم براي اين دختر خوشگله که بدبختيهاش يکي دو تا نبود . .... القصه ، يه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشي زير دلش زده بود ، خر شد و تصميم گرفت که ازدواج کنه . رفت پيش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن مي خوام ..... مامانش : تو غلط مي کني پسره ي گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ ديگه زن گرفتنت چيه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پير پسر مي شم ، دارم مثل غنچه ي گل پرپر مي شم .....مامانش در حالي که اشکش سرازير شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شير و شکرم ، پسر گلم ، مي خواي با کي مزدوج شي؟ ....... شاهزاده : هنوز نمي دونم ولي مي دونم که از بي زني دارم مي ميرم ...... مامانش : من از فردا سراغ مي گيرم تا يه دختر نجيب و آفتاب مهتاب نديده و خوشگل مثل خودم برات پيدا کنم . خلاصه شاهزاده ديگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش يه دختر با کمالات و تحصيل کرده و امروزي براش گير بياره. يه روز مامانش گفت : کوچولوي عزيز مامان ، من تمام دختراي شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردني برات بگيرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردني؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمي فهمي ، براي اينکه مهريه بهش ندي، پس آخه تو کي مي خواي آدم بشي ؟ روز مهموني فرا رسيد ، سيندرلا و زري و پري هم دعوت شده بودند . زري و پري هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه ميمون ، اما سيندرلا ، واي چي بگم براتون شده بود يه تيکه ماه ، اصلا" ماه کيلويي چنده ، شده بود ونوس شايدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبيه چي شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سيندرلا رو با خودش نبرد ، سيندرلا کنار شومينه نشست و قهوه ي تلخ نوشيد و آه کشيد و اشک ريخت . يهو ديد يه فرشته ي تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با يه دماغ سلطنتي و چشماي لوچ جلوي روش ظاهر شد ....سيندرلا گفت : سلام....... فرشته : گيريم عليک . حالا آبغوره مي گيري واسه من ؟ ...... سيندرلا : نه واسه خودم مي گيرم .......فرشته : بيجا مي کني ، پاشو ببينم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سيندرلا : آرزو مي کنم که به مهمونيه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کي جلوي راهتو گرفته دختره ي پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سيندرلا : چشم ميرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سيندرلا پا شد ، مي خواست راه بيفته . زنگ زد به آژانس ، ولي آژانس ماشين نداشت . زنگ زد به تاکسي تلفني ولي اونجا هم ماشين نبود . زنگ زد پيک موتوري گفت : آقا موتور داريد؟ يارو گفت : نه نداريم. سيندرلا نا اميد گوشي رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هي ميگي برو برو ، آخه من چه جوري برم؟ فرشته گفت : اي به خشکي شانس ، يه امشب مي خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبيا ببينم چه مرگته !!!! بلاخره يه خاکي تو سرمون مي ريزيم . با هم رفتند تو انباري ، اونجا يدونه کدو حلوايي بود ، فرشته گفت بيا سوار اين شو برو ، سيندرلا گفت : اين بي کلاسه ، من آبروم مي ره اگه سوار اين بشم . فرشته گفت : خوب پس بيا سوار من شو !!! سيندرلا گفت : يه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت مي خوره؟ .... فرشته : بعله مي خوره .....سيندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگريش و رو هوا چرخوند و کوبيد فرق سر آناناس و گفت : يالا يالا تبديل شو به پرشيا. بيچاره آناناس که ضربه مغزي شده بود از ترسش تبديل شد به يه پرشياي نقره اي. فرشته به سيندرلا گفت : رانندگي بلدي؟ گواهينامه داري؟....... سيندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بميري تو ، چرا نداري؟..... سيندرلا : شهرک آزمايش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : اي خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ي يه سوسک بدبخت که رو ديوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشيا نگاه مي کرد . سوسکه تبديل شد به يه پسر بدقيافه ، مثل پسراي امروزي . سيندرلا گفت : من با اين ته ديگ سوخته جايي نميرم.....فرشته : چرا نميري؟........ سيندرلا : آبروم مي ره....... فرشته : همينه که هست ، نمي تونم که رت باتلر رو برات بيارم ....... سيندرلا : پس حداقل به اين گاگول بگو يه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختي بود حرکت کردند سمت خونه ي پادشاه. وقتي رسيدند اونجا ديديند واي چه خبره !!!!! شکيرا اومده بود اونجا داشت آواز مي خوند ، جنيفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تيليت مي کرد . زري و پري هم جوگير شده بودند و داشتند تکنو مي زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه مي رفت (آخه بي چاره صغرا خانم از بي شوهري کپک زده بود ) خلاصه تو اين هاگير واگير شاهزاده چشمش به سيندرلا افتاد و يه دل نه صد دل عاشقش شد . سيندرلا هم که ديد تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ي ملوسم منو مي گيري ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سيندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالي که چشماش از خوشحالي برق مي زد گفت : آره مي گيرمت ، من هميشه آرزو داشتم شماره ي پاي زنم 37 باشه. خلاصه عزيزان من شاهزاده سيندرلا رو در آغوش کشيد و به مهمونا گفت : اي ملت هميشه آن لاين ، من و سيندرلا مي خواهيم با هم ازدواج کنيم ، به هيچ خري هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا خوندند : گل به سر عروس يالا ... داماد و ببوس يالا ... سيندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و صغرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و شونصد تا بچه به دنيا آوردند ![]()
![]()
فرشته نگهبان من
غضنفر داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت به او گفت:
اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
غضنفر ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.بهر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت:
ایست!
غضنفر ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد.بازم نجات پیدا کرد.مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد م فرشته نگهبان ت هستم. غضنفر فکری کرد و گفت:
پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟ ![]()
![]()
ضرب المثلهای طنز
۱- چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي.
۲- ديگ به ديگ چيزي نمي گه.
۳- شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه.
۴- گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه.
۵- صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.
۶- جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.
۷- عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس.
۸- کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه.
۹- آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن.
۱۰-پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه.
عبید زاکانی
شخصي ادعای نبوت ميكرد. پيش خليفه بردند. از او پرسيد كه معجزهات چيست؟ گفت: معجزهام اين است كه هرچه در دل شما ميگذرد، من از آن با خبرم. چنان كه اكنون در دل همه ميگذرد كه من دروغ ميگويم.![]()

طنز فارسی
وجود داشتن ادبیات غنی فارسی چرا پیغام گیر تلفن ما باید جملاتی انگلیسی و یا کلماتی کلیشه ای را تحویل تلفن زننده بدهد. در زیر مجموعه ای از اشعار فارسی برای پیغام گیر تلفن شما ارائه شده است.

به جای دو کلمه خشک و خالی!
لابد برای شما هم پیش آمده که به منزل دوستی زنگ بزنید و از آنطرف سیم، پیام گیر یا پاسخگوی اتوماتیک برایتان یک قطعه موسیقی بنوازد و یا شعری را زمزمه کند و سپس از شما بخواهد که پیام و شماره تلفن خود را بگذارید. بین ایرانیان با ذوق، هستند کسانی که بجای دو کلمه خشک و خالی، عدم حضور خود را با کلام منظوم در تلفن اعلام میکنند.
یکی از همین جماعت از دوست خود که شاعری طنزپرداز است درخواست کرده بود برایش یک دوبیتی بسازد تا روی دستگاه پیغام گیر ضبط کند، ایشان هم این شعر را ساختند:
شرمنده از آنم که نباشم به سرایم / تا با تو سلامی و علیکی بنمایم
گر لطف کنی نمره و پیغام گذاری / پاسخ دهم ای دوست به محضی که بیایم
اما کار به همینجا خاتمه پیدا نمی کند. درخواست دوست، راهنمای ذهن شاعر میشود که سری بزند به خانه شعرای پیشین و بیاندیشد که اگر حافظ و خیام و فردوسی و دیگران در عصر "انسور ماشین" زندگی میکردند، چه کلامی روی دستگاه تلفن خود می گذاشتند.و این است حاصل آن تفرس:
در منزل حافظ:
رفته ام بیرون من از کاشانه خود غم مخور / تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور
بشنوی پاسخ زحافظ گر که بگذاری پیام / آن زمان کو بازگردد خانه خود غم مخور
در منزل سعدی:
از آواز دل انگیز تو مستم / نباشم خانه و شرمنده استم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ / فلک گر فرصتی دادی به دستم
در منزل خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد / ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش / آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد
در منزل فردوسی:
نمی باشم امروز اندر سرای / که رسم ادب را بیارم بجای
به پیغامت ای دوست گویم جواب / چو فردا برآید بلند آفتاب
در منزل مولانا:
بهر سماع از خانه ام رفتم برون رقصان شوم / شوری برانگیزم به پا خندان شوم شادان شوم
می گو به من پیغام خود هم نمره و هم نام خود / فردا تو را پاسخ دهم جان تو را قربان شوم
در منزل منوچهری دامغانی:
از شرم به رنگ باده باشد رویم / در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیام پاسخ دهمت / زان پیش که همچو برف گردد مویم
در منزل باباطاهر عریان:
تیلیفون کِرده ای جانم فدایت / الهی مو به قربونِ صدایت
چو از صحرا بیایم نازنینم / فرستم پاسخی از دل برایت
-تزریق خط لب , جابجایی چشم و بینی با نصب رایگان یک گیس
2- کاشت میله در بینی (با متد جدید) اضافه کردن گوش با نصب دو دندان پیش (رایگان )
3- جابجایی کک با مک بدون هیچ دوز وکلک با بینی گذاری به شکل موقت ودایم
4- طب سوزنی بامتخصصین از زندان گوانتانامو , فرماژور بینی , کلاهگذاری با 7 روش نوین
5- کتاب نازک کردن بینی به چاپ دهم رسید
6- دستگاه افزایش قد بدون قرص ودارو وجراحی هر ماه 50 سانتیمتر رشد تضمینی با گارانتی 6 ماهه
7- متخصص جوش وجای جوش پوشاننده لک وپیس با جوشکاری مطمئن و صافکاری در 20 دقیقه
8-دیگر دلیلی برای نگرانی نیست 20 سال جوان شوید فقط در 20 روز
بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است.![]()
دعای خانم ها
خدایا !
به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم!
صبر بده تا تحملش کنم
اما...
قدرت نده چون میزنم لهش می کنم![]()
شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته, همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم, خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده, هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني, تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه: مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند.
زنگ موبایل یکی از استثنایی ترین آهنگ های مورد استفاده کاربران گوشی همراه می باشد و علاقه آن ها در به روز بودن و بهترین بودن گاه به یک عادت تبدیل می شود.
75 آهنگ داغ استثنایی و خنده دار برای زنگ گوشی های موبایل با فرمت MP3 را می توانید از سایت دانلود نرم افزار رایگان دریافت کنید. بسیاری از این سری زنگ های گلچین شده جالب می توانند به عنوان زنگ اس ام اس مورد استفاده قرار گیرند.

دانلود رایگان زنگ های خنده دار موبایل (حجم : 6.87 مگابایت)
پسورد فایل در بخش نظرات
.